وقف در قران
وقف در قران چه معنایی دارد
قبل از آشنایی با وقف در قران بهتر است با تعریف وقف آشنا شویم. انسان موجودی ابدی است و از نابودی متنفر است. در حقیقت مرگ وسیله انتقال به دنیای دیگر برای زندگی ابدی است. تاریخ بشر نشان میدهد حتی کسانی که به خدا و دین اعتقاد ندارند، خود را موجودی فانی نمیدانند. به این ترتیب انسان میخواهد پس از او نامش در جهان به یادگار بماند. در فرهنگ اسلامی، یکی از بهترین راهها برای زنده نگه داشتن نام انسان، ذکر کارهای خیرخواهانه به ویژه وقف است. این لغت در اصطلاح قرآنی، به معنای بازماندگان صالحان است که مردم به آن دعوت شدهاند.
ما نمیتوانیم منبع روشنی برای تفکر و عمل خوب پیدا کنیم. کار خوب همیشه بوده و خواهند بود. ادیان آسمانی بدون استثنا در این زمینه همیشه صحبتهایی را کردهاند. خداوند بیش از هر چیز دیگری برای این مسئله ارزش قائل بوده است. به نحوی که در آیات قرآن میتوان راجع به صدقه، انفاق، و خدمت به مردم اطلاعات بسیار خوبی را پیدا کنید. در این مقاله از وکلای پارسا با وقف در آیات قران بیشتر آشنا میشویم.
آشنایی با وقف در آیات قران
احتمالا این جمله را شنیدهاید که حضرت مریم قبل از تولد،حضرت مسیح، ایشان را وقف معبد میکند تا همیشه در خدمت معبد باشند. پس متوجه میشویم وقف حرکت نیکویی است که از گذشته تا به امروز وجود داشته است و اسلام توانسته است آن را به صورتی روشنتر و واضح تر به دیگران معرفی کند. اگر بخواهیم به وقف در قران بپردازیم بدون شک با آیات بسیاری در این باره مواجه میشویم که اشارههای مستقیم و غیرمستقیمی به انفاق، انجام عمل صالح و … کردهاند.
خداوند در قرآن تعریف وقف را به زیباترین شکل ممکن برای بندگان خود بیان کرده است. «من ذالـذی یقرض الله قرضاً حسناً فیضاعفه له اضعافاً کثیره و الله یقبض و یبسط و الیه ترجعون»؛ (سوره بقره، آیه 245) خداوند در این آیه اشاره میکند که مالک همه چیز و همه کس است و زمانی که شما به خداوند چیزی را قرض دهید خداوند جزا و پاداش آن را به شما میدهد. در واقع خدا میخواهد از این طریق همکاری و همدلی را به وسیله وقف بین بندگان خود ماندگار و پایدار کند.
وقف از مهمترین کارهای خیر
یکی از مهمترین کارهای خیر، وقف است. وقف در قران به صورت و شکلهای مختلفی بارها تکرار شده است پس میتوان به این نتیجه رسید که این مسئله تا چه میزان اهمیت دارد. وقف از نظر اسلامی به حبس معین مال و دادن صدقه معنی شده است.
وقف در قران (1)
ریشه قرانی وقف
قرآن خلاصهای از کتب آسمانی است که خداوند برای پیامبران و اولیای خود ارسال کرده است. هیچ معرفت الهی، مسئله الهی، کلمات استدلالی و دانش اکتشافی وجود ندارد، مگر اینکه اصل و فرعی، مبدأ ، غایت، ثمره و مغز آن وجود داشته باشد. قرآن کریم در همه مواردی که بشر برای پیمودن راه سعادت به آن نیاز دارد، مملو از دانش عمیق است. مخاطبان قرآن همه مردم هستند و همه میتوانند مطالب آن را درک کنند ، اما ظرفیت انسانها در پذیرش دانش الهی متفاوت است.در قرآن کریم چهار آیه وجود دارد که در آنها ریشه “وقف” با معانی مختلف به کار رفته است که ما به طور خلاصه با آنها به عنوان ریشه وقف در قران آشنا میشویم.
1. در اولین تعریف وقف در قران به آیه مقابل اشاره شده است. «و لو تري اذا وقفوا علي النّار فقالوا يا ليتنا نرد و لا نکذب بايات ربّنا و نکون من المؤمنين » “و آگر آنها را ببینی که بر روی آتش دوزخ توقف کردهاند پس میگویند کاش ما را باز میگردانند تا دیگر آیات پروردگارمان را تکذیب نمیکردیم و از مومنان میشدیم. “(سوره انعام ، 27) در این آیه به نتیجه اصرار آنها بر ناباوری اشاره میکند: آنها چنان از آتش جهنم ترسیدهاند که طبق عادت دروغگویان خود دوباره فریاد می زنند، آرزو میکنند نجات پیدا کنند تا دوباره به دنیا برگردند و از سرنوشت شومی که دارند نجات پیدا کنند. (پور سیف ، 2006 ، ص 345)
۲. از دیگر نشانههای وقف در قران آیه مقابل است. «و لو تري اذا وقفوا علي ربّهم قال اليس هذا بالحق قالوا بلي و ربّنا قال فذوقوا العذاب بما کنتم تکفرون» “و اگر ببینی موقعی که آنها را در برابر پروردگارشان متوقف کردهاند میفرماید:: آیا این حقیقت نیست؟ آنها میگویند: چرا، به پروردگار ما سوگند میخورم که درست است؛ میفرماید:” پس عذاب را بچشید به خاطر کفری که میورزید. “(سوره انعام ، 30)
این پاسخ انکار آنها است: پروردگارشان میپرسد آیا قیامت و ملاقات با خدا درست نیست؟ آنها میگویند ،” بله، به پروردگار ما سوگند میخورم که درست است و آنچه انبیا هشدار دادهاند درست است، اما این اعتراف برای آنها هیچ فایدهای ندارد. “(پور سیف ، 2006 ، ص 345)
3. در ادامه بررسی وقف در قران به وقف در آیات قران میرسیم. «و قال الذين کفروا لن لومن بهذا القرآن و لا بالذي بين يديه و لو تري اذا الظالمون مؤقوفون عند ربّهم يرجع بعضهم الا بعض القول يقول الذين استضعفوا للذين استکبروا لولا انتم لکنّا مؤمنين» “و کسانی که کفر ورزیدند میگویند، نه به این قرآن و نه به آن که پیش از آن است هرگز ایمان نخواهیم آورد ای کاش ظالمان را هنگامی که در نزد پروردگارشان بازداشت شدهاند میدید که چگونه برخز از آنان با برخی دیگر جدل میکنند، آنها که زیر دست بودهاند به کسانی که برتری داشتند میگویند: اگر شما نبودید قطعا ما مومن بودیم. (سوره صبا ، 31) مشرکان گفتند که آنها نه به این قرآن و نه به کتب آسمانی قبل از آن ایمان ندارند و این به این دلیل بود که دین شرک به نبوت اعتقاد نداشت. کلمه “لن” برای نفی ابدی و سرسختی آنها است. این بدان معناست که ما برای همیشه باور نداریم. نتیجه این شرک به زودی به آنها میرسد و هیچ اتفاقی نمیافتد که در محضر خدا پشیمان شوند، اما به درد آنها نمیخورد. این ستمگران که با شرک خود و دیگران ظلم کردهاند، روز قیامت به دلیل حساب و مجازات در حالی که با دیگران مشاجره میکنند، در برابر پروردگار خود خواهند ایستاد. اول، پیروان به رهبران خطا میگویند که اگر شما نبودید، ما ایمان میآوردیم زیرا ما را مجبور کردید که کافر و مشرک شویم. (پور سیف ، 2006 ، ص 1108)
4. «وقفوهم انّهم مسؤلون»”و آنها را مهار کنید، زیرا آنها پاسخگو هستند.” (سوره صافات ، 24) در راه جهنم ، او را نگه میدارند تا بپرسد چرا از درستکاری و عمل صالح روی گرداندهاند. (پور سیف ، 1385 ، ص 1153)